حرف دل
وقتی که تنگ غروب، بارون به شیشه می زنه همه غصه های دنیا تو سینه ی منه توی قطرهای بارون می شکنه بغض صدام دیگه غیر از یی دونه پنجره هیچی نمی خام پشت این پنجره میشینمو آواز می خونم منتظرت باسه رسیدنت تو بارون می مونم زیر بارون انتظارت رنگ تازه ای داره منم عاشق ترم انگار وقتی بارون میباره بعضی وقتا که میای سر روی شونم میزاری تمومه قصه ها رو از دل من بر می داری اما این فقط یی خوابه خوابه پشت پنجره وقت بیداری بازم غم میشینه تو هنجره غم میشینه تو هنجره غم میشینه تو هنجره با عرض سلام به همه دوستان این شعر ، شعر پنجره آلبوم جدید سیاوش قمیشیی من که خیلی خوشم آومد امیدوارم شما هم خوشتون بیاد .
| Design By : Night Skin |


