حرف دل
برشیشه شکسته بدیدن چه فایده دایم به چشم من غم واشک وسکوت ودرد هرشام درد من سحری را به برنداشت با من نشد قسمت وتقدیرهمسفر ویرانه گشت کلبه دل ازغبار غم ********* اي مهربانتر از برگ در بوسههاي باران
ازدردوغم ناله کشیدن، چه فایده
لبخند را به چهره دمیدن چه فایده
بیهوده انتظارکشید ن چه فایده
چشم امید به رهه، نشستن چه فایده
این کلبه را دوباره شکستن چه فایده
بيداري ستاره، در چشم جويباران
آئينهء نگاهت؛ پيوند صبح و ساحل
لبخندِ گاه گاهت؛ صبح ِ ستاره باران
بازآ که در هوايت، خاموشيِ جنونم
فريادها بر انگيخت از سنگ ِ کوهساران
اي جويبار ِ جاري ! زين سايه برگ مگريز
کاين گونه فرصت از کف دادند بي شماران
گفتي : "به روزگاري مهري نشسته!" گفتم :
"بيرون نمیتوان کرد، حتي به روزگاران"
بيگانگي ز حد رفت، اي آشنا مپرهيز
زين عاشق ِ پشيمان، سرخيل شرمساران
پيش از من و تو بسيار بودند و نقش بستند
ديوار ِ زندگي را زين گونه يادگاران
وين نغمهء محبت، بعد از من و تو مانَد
تا در زمانه باقيست آواز ِ باد و باران
| Design By : Night Skin |


