حرف دل
دلم برات تنگه عزیز یادی نمی کنی زمن دارم دیونه می شمو نمی بینی نیاز من میخوام ببینمت، ولی فاصله از من تا خداست خودم هزارو یک طرف همه حواسم به شماست وقتی نمی بینم تو رو چشمامو باسه کی بخوام نفس برام سمی میشه هوا رو باسه کی بخوام انگار نه انگار دلی برای بودن تو بود رفتی وبین آدما شدم یکی بود و نبود یی جوری واقعی حس میکنم خوی تنم بدون تو بدون تو دیگه دارم دق میکنم صورت ماه توعزیز دیواره ای خونه شده هر کی می بینتم میگه طفلکی دیونه شده تو رو خدا راضی نشوبیشتر از این هدر بشم دیگه بسه راضی نشو این جوری در به در بشم
نوشته شده در جمعه بیست و هفتم آبان 1384ساعت
15:39 توسط مهدی | |
| Design By : Night Skin |


