حرف دل
گريه كن جداييها ما رو رها نمي كنن آدما انگار براي ما دعا نمي كنن گريه كن حالا از هم بايد جدا باشيم بشينيم منتظر معجزه خدا باشيم گريه كن منم مثل تو دارم گريه مي كنم به خداي آسمونيمون گلايه مي كنم گريه كن واسه شبهايي كه بدون هم بوديم تنهايي واسه سنگيني غصه كم بوديم گريه كن سبك مي شي روزاي خوب يادت مياد گرچه تو تقويمامون نيستن اين روزا زياد گريه كن واسه قولي كه بهش عمل نشد واسه مشكلاتي كه بودشو ، هستو حل نشد گريه كن واسه همه ، واسه خودت براي من تو باروني ترين حرفاتو بزن گريه كن آيينه شه باز اون چشاي زلالت واسه موندن لازمه فداي گريه كردنت اخرين باري كه او را ديدم گردنبند صليبي به او هديه دادم . گفت من كه تو را دوست ندارم پس چرا به من هديه مي دهي. گفتم صليب را بر سر هر قبر نهند . اين گردنبند را بر گردنت آويزان كن .تا بالاي قلبت باشد . زيرا انجا گورستان عشق من است . تا تو رفتي همه گفتند از دل برود هر آنكه از ديده برفت ، و در آن لحظه به غصه من خنديدند و كنون آه تو اي رفته سفر كه دگر باز نخواهي گشت كاش مي آمدي و مي ديدي كه در اين كلبه خاموش يادگار تو به جاست كاش يك لحظه سرود شب اندوه مرا مي خواندي كه چه ها بر من آزرده گذشت كاش مي دانستي كه در اين عرصه دنياي بزرگ چه غم آلوده جداييهاست و بداني كه ...... از دل نرود هر آنكه از ديده برفت همين طور هم شد قولت را زير پا گذاشتي و روي اون ايستادي اگر روزي عاشق شدي قصه ات را براي هيچكس بازگو نكن . اين روزها چشم حسودها به دود اسپند عادت كرده است. هميشه به ياد داشته باش تا به فراموشي بسپاري آنچه را كه اندوهگينت مي سازد، اما هرگز فراموش نكن به ياد داشته باشي آنچه را كه شادمانت مي سازد . دلي بستم به آن عهدي كه بستي تو آخر هر دو را با هم شكستي 




![]()






به من گفتي دوستت دارم و روي قولت مي ايستي







| Design By : Night Skin |


