حرف دل
وقت آن ساعت شوق که همه خیسی و دلتنگی شهر جای دستان تو بر پنجره بود نازنینم تو چطور؟ بیهوده مکن عمر گران صرف رفیقان کنارآشیانه تو آشیانه می کنم فضای آشیانه را پر از ترانه می کنم کسی سوال می کند به خاطر چه زنده ای؟ و من برای زندگی تو را بهانه می کنم*
عاشق نشوید اگر توانید تا درغم عاشقی نمانید 

![]()

![]()

![]()
/پسری%20از%20نسل%20باران_files/6382r1x.gif)

![]()
گفتم که رفتنت قاب دلم رو میشکنه 
گفتی که این بخت تو بود تقدیر تو شکستنه 
هر وقت که بارون می زنه تو رو کنارم میبینم
حس میکنم پیش منی هنوزم عاشق ترینم
گفتم بمون اون روز میاد غصه هامون تموم میشه
گفتی اگه باهام باشی لحظه هامون حروم میشه 
وقتی رفتی همه دنیا رو سرم انگاری خراب شد و دلم شکست
ساز من زانوی غم بغل گرفت و کز کرد و گوشه ی اتاق نشست 
از وقتی رفتی هیچ کسی همدرد و هم راهم نشد 
هیچ کسی حتی یک دفعه هم غصه ی سازم نشد
رفتی ولی بدون هنوز عاشقتم تا پای جون 
دل بهاری عاشقه چه تو بهار چه تو خزون

![]()
| Design By : Night Skin |


